معراج السعاده +1

راستش یکی دو هفته پیش یکی از دوستان با نام دردمند نظری داده بودند ، من به بقیه اون نظر کاری ندارم ولی به اون قسمتی که من باب اصلاح نفس نکاتی رو تذکر دادند خیلی فکر کردم و گفتم نکات خوبی هم هست و من باید یه کاری انجام بدم گفتم کتابی را که به نظر خیلی از علما و بزرگان یکی از کتاب های بی نظیر در مباحث اخلاقی و اصلاح نفس می باشد را در بخش های مختلف در وبلاگ داشته باشم تا عزیزان بازدیدکننده از این کتاب گرانسنگ استفاده کنند ، در باره این کتاب باید بگم علمای بزرگ ما از این کتاب همواره به عنوان گنجی ارزشمند در خودسازی نفسانی یاد کرده و مطالعه آن را به شاگردان خود تکلیف کرده اند. به نظر خود من هم وقتی کتاب رو می خونید مشاهده می کنید تمام این موضوعاتی که مطرح می کند ، در زندگی انسان اتفاق می افتد و بهترین قسمت و نقطه برتری این کتاب راهنمایی و نشان دادن راه های مقابله باهواهای نفسانی است که در نوع خود بی نظیر است.
در پایان حرف های خودم فکر می کنم نظر آیت الله بهجت (ره) بهترین و کاربردی ترین نظر در مورد این کتاب می باشد:
هر روز نیم صفحه از کتاب معراج السعاده را بخوانید و سعی کنید بدان عمل کنید بعد از یک سال خواهید فهمید که عوض شده اید مانند دارویی که مصرف کرده اید.
در این پست می خوام با نویسنده این کتاب حضرت آیت الله ملا احمد نراقی و با خود کتاب آشنا بشیم.
کتاب معراج السعاده
كتاب معراج السعاده در بين كتب اخلاقى، نامى آشنا و اثرى بسيار گرانقدر است كه ازديرباز هم در حوزههاى علميه و هم در محافل ادبى بين دانش دوستان، مورد استقبالو توجه بوده و همواره خاص و عام آن را مورد مطالعه قرار داده و از مطالب ارزنده آن بهرهبردهاند.تا جايى كه پارهاى از مطالب آن به عنوان متن درسى در كتابهاى درسى گنجانده شده. اصولا عنايتبه مسائل اخلاقى و پيروى از الگوهاى صحيح اخلاقى يكى ازويژگيهاى جامعه اسلامى است.و با تكيه بر اين امر مهم مىتوان بار سنگين مسؤوليتهاىاجتماعى را به ثمر رساند. داشتن متونى قوى و سالم و بدور از تحريف و در عين حال شيوا و جذاب مىتوانددر تحقق اين هدف مؤثر باشد. الحق كه به اعتراف همگان كتاب معراج السعاده از نظر محتوا و سبك و شيوايى بيانمطالب و تنوع موضوعات مطرح شده در زمينه مسائل تربيتى و اخلاقى، اثرى است در خور توجه، و با اينكه قريب 200 سال از تاريخ تاليف آن مىگذرد هنوز تازگى خود را حفظكرده و عطش جامعه در مورد آن فروكش نكرده.شاهد اين مدعا چاپهاى مكرر و متنوعىاست كه از كتاب مزبور وجود دارد.و به ادعاى بعضى در بين آثار فارسى و حتى عربىاثرى مثل آن نوشته نشده. به طورى كه مرحوم نراقى در مقدمه كتاب اشاره كردهاند، كتاب «معراج السعادة» راكه در واقع ترجمه «جامع السعادات» مرحوم پدرش مىباشد به درخواست فتحلعيشاهقاجار به رشته تحرير در آورده.البته با اصلاحات و اضافاتى به خاطر استفاده عموم.
زندگينامه و آثار مرحوم ملا احمد نراقى
»ملا احمد نراقى» ، فرزند مرحوم «حاج ملا مهدى نراقى» ، در سال 1185 هجرى قمرىمطابق با 1150 شمسى در نراق متولد شد. او از فحول)زبدگان (علماى دين، و اكابر مجتهدين شيعه مىباشد، كه در علم فقه، اصول،حديث، رجال، نجوم، رياضى، معقول و منقول، ادبيات و شعر تبحر داشته و علاوه بر علوممتداول عقلى و نقلى در بسيارى از علوم ديگر مهارتى بسزا داشته ملا احمد نراقى فردى زاهد، متقى، و در اوصاف حميده و اخلاق فاضله زبانزد خاصو عام بوده و در فخر و فضل او همين بس كه استاد خاتم الفقها مرحوم «شيخ مرتضىانصارى» - اعلى الله مقامه الشريف - بوده است. صاحب «روضات الجنات» او را اينچنين ستوده: «...او دريايى مواج، بحرى متلاطم، استادى ماهر، استوانه اكابر، اديبى شاعر، و فقيهى برازنده، از بزرگان دين و عظماى مجتهدين به شمار مىآمد.از دانش پر، و از كودكى صدفى مملو از در بود. نراقى مجتهدى جامع بود و از اكثر علوم، بويژه اصول، فقه، رياضى و نجوم بهره كامل و كافى داشت..» . مرحوم نراقى از علماى طراز اول قرن سيزده هجرى و سر آمد آنان بوده، و در عينداشتن رياست و شهرت، در توجه به احوال اشخاص ناتوان و بىبضاعتبسيار كوشا بودهو با شفقت و ملاطفت همواره ملجا مراجعات بوده. تلاش بىوقفه او در تحصيل علم و كمالات، و اخلاق وارسته او در ارشاد و هدايت، و اهتمام او به نگهدارى از طلاب و اداره زندگى آنها نقشى بسزا در پيشرفت مذهب داشته. آثار گرانبهاى علمى او در زمينههاى گوناگون، نشانه جامعيت اوست.و ويژگى ديگراو در پديدآوردن اين اثرهاى ارزنده، پيروى و متابعت او از پدرش مىباشد، زيرا با تلاشاو تصانيف پدرش به دنياى علمى معرفى شد. پدرش مرحوم ملا مهدى نراقى در فقه كتاب «معتمد الشيعه» را تاليف نمود و او كتاب «مستند الشيعه» را.پدر كتاب «مشكلات العلوم» را در فنون مختلف به رشته تحريردر آورد، و پسر كتاب «خزائن» را در تكميل آن.پدر در علم اخلاق كتاب شريف «جامعالسعادات» را بنگاشت، و پسر كتاب «معراج السعادة» را.او همچنين بسيارى از آثارمرحوم پدر را شرح نموده و بدين وسيله همواره نام و ياد او را در خاطرهها زنده نگهداشت، و به ادعاى بسيارى باعثشهرت پدر گرديد. تاليفات مرحوم نراقى، هم در زمان خودش و هم پس از او مورد عنايت و مراجعه علمابوده، به طورى كه فقيه بزرگ شيعه مرحوم «سيد كاظم يزدى» صاحب «عروه» - رضوان الله تعالى عليه - هميشه سه كتاب مهم فقهى در نزدش عزيز و مورد مراجعهبوده كه يكى از آنها مستند مرحوم نراقى است مرحوم نراقى از روحى لطيف و ذوقى سرشار برخوردار بوده، و اشعار عرفانى و اخلاقىبسيارى سروده كه حاوى مضامين توحيدى است و در دو ديوان به نام او جمعآورى شده. يكى «ديوان اشعار» و ديگرى ديوان مثنويات او كه به نام «طاقديس» مشهور است و بارهادر ايران چاپ شده. كتاب طاقديس كه به سبك و روش مثنوى ملاى رومى است، شامل قصصو داستانهاى اخلاقى و تربيتى است كه با نظمى شيوا و دلنشين به رشته تحرير در آمده.او دراشعارش به صفايى تخلص مىكرده.از اشعار نغز اوست:
{ساقى به ياد يار بده ساغرى ز مى از آن گنه چه باك كه باشد به ياد وى
من ژنده پوش يارم و دارم به جان او ننگ از قباى قيصر و عار از كلاه كى
تا كى دلا به مدرسه طامات طرهات بشنو حديث يار دو روزى ز ناى نى
واعظ مگو حديثبهشت و قصور و حور ماتوسن هوا و هوس كردهايم پى
ما عندليب گلشن قدسيم باغ ما ايمن بود زباد خزان و هواى دى
زاهد برو چه طعنه مستى زنى كه هست مست ازخيال دوست صفايى نه مست مى}
نقش مرحوم حاج ملا احمد نراقى در جنگ دوم با روسيه تزارى:
مرحوم نراقى در عهد قاجاريه و در دوران پادشاهى فتحعلى شاه قاجار مىزيسته. دوره قاجاريه از شگفتانگيزترين ادوار تاريخ ايران است.دورهاى است كه قدرتهاى بزرگ جهان از اقصى نقاط دنيا به علل گوناگون چشم به آن دوخته بودند. و ايران مركزى شده بود كه تمام قدرتها دور آن دايره زده بودند. روسها قسمتى از نواحى شمالى ايران را اشغال كرده، و به بدترين وضع با اهالى آنجارفتار مىكردند. پس از شكست ايران در جنگهاى اول با روسيه (1230 مطابق با 1815 ميلادى) و از دست دادن برخى از ولايات و نقاط سرحدى ايران و بدرفتارى روسها با سكنه آننواحى، در مردم حالت انتقامجويى و آمادگى براى مقابله فراهم شد.مؤلف كتاب «تاريخسياسى و ديپلماسى» در اين زمينه مىنويسد: اجحافات و رفتار بى رويه مامورين دولت روس كه باعث تنفر مردم در ايالات متصرفه گرديده و از همان سال 1230 سكنه اين نواحى را تكان داد و بالاخره در سال1241 مبدل به يك شورش و هيجان عمومى گرديد». «...ظلم و فجايع دولت روسيه علماى مسلمان را در مشاهد متبركه سخت مضطرب و نگران ساخته بود..» . افكار مردم به حد اعلا بر ضد روسيه تهييجشده بود.ملت و روحانيون و اغلب زمامداران تقاضاى اعلان جنگ بر ضد دولت روسيه داشتند.در تاريخ 5 ذيحجه 1241 (11 ژوئيه 1829) «آقا سيد محمد مجتهد» به همراهى يكصد تن از روحانيون وارد سلطانيه شد. دسته ديگرى از اهالى به سرپرستى «ملا احمد نراقى» نزد فتحعليشاه آمدند و به تظاهرات پرداختند و نتيجه اين شد كه: در اثر حمله نيروهاى ايران به قواى روس كه از ذيحجه 1241تا آخر محرم 1242 انجام گرفت تمام نواحى كه مطابق «معاهده گلستان« تسليم روسها شده بود از جانب قواى ايران اشغال گرديد.
پدر مرحوم نراقى:
پدر او «حاج ملا مهدى بن ابیذر نراقى» معروف به «محقق نراقى» است، كه در سال1209 هجرى وفات يافته و در نجف اشرف مدفون است. او از اكابر علماى شيعه، مجتهد، حكيم، عارف، رياضیدان و در جامعيت و احاطهو تخصص در علوم نقلى و عقلى كم نظير است. «ميرزا ابو الحسن مستوفى كه معاصر مرحوم نراقى است ضمن بيان شخصيت نراقىاز او به: فيلسوف به حق، حكيم مطلق، جامع معقول و منقول المولى الاعظم و الحبر الاعلم، استاد البشر و...تعبير كرده عمده تحصيلات محقق نراقى در اصفهان بوده و از اساتيدى بزرگ همچون «ملا اسماعيل خواجويى» ، «حاج شيخ محمد هرندى» ، «ملا مهدى هرندى» و «آقاميرزا نصير اصفهانى» بهره جسته است و سپس از محضر اساتيد بزرگ كربلا و نجفچون «آقا محمد باقر بهبهانى» و «شيخ يوسف بحرانى» (صاحب حدائق) هم استفاده كرده. و پس از مراجعتبه ايران در كاشان مسكن گزيده و به بركت وجود شريفش، آن شهر، دار العلم و دار التحصيل و مجمع علما گرديده است. مرحوم ملا مهدى نراقى داراى تاليفات زيادى در زمينه فقه، اصول، فلسفه، كلام، تفسير، ادبيات، رياضى، و نجوم مىباشد كه در اكثر كتب تراجم و رجال به آنها اشاره شده. آقاى «حسن نراقى» در مقدمه كتاب «قرة العيون» كه با تصحيح و تعليق و مقدمه آقاى «سيد جلال الدين آشتيانى» بوسيله دانشگاه فردوسى مشهد چاپ شده، فهرست تفصيلىآثار ايشان را با اشاره به نسخههاى آنها، نگاشتهاند.
اساتيد مرحوم نراقى
مرحوم ملا احمد نراقى تحصيلات خود را ابتدا نزد پدر بزرگوارش در كاشان شروعنمود، و پس از مدتى تلمذ(شاگردی) و بهرهجويى از محضر درس پدر، با فراست ذهن و ذكاوتخدادادى به مرتبتى نائل شد كه خود، حوزه درس برقرار كرد.او ابتدا دروس سطح مثل «معالم» و «مطول» را تدريس مىنموده و طلاب علوم دينى را جمع و با ايشان به مذاكرهو مباحثه مىپرداخته كه اين طريق تاثيرى بسزا در پيشرفت علمى او داشته.تا اينكههمراه پدر، سفرى به عتبات عاليات رفته و با پدر خود به درس «آقا محمد باقر وحيدبهبهانى« حاضر شده و مدتى بهره جسته. در سال 1212 بار ديگر به عراق رفته و در شهر مقدس نجف مدتى نزد «سيدبحر العلوم» و سپس در محضر «شيخ جعفر نجفى كاشف الغطا» و در كربلا نزد «ميرزا محمد مهدى موسوى شهرستانى» و «آقا سيد على طباطبايى» (صاحب رياض) تلمذنموده و يكى از اجله علما و مشاهير فقها گرديده و به نراق مراجعت نموده است. و پس از فوت پدرش در سال 1209 هجرى مرجعيت عامه به او منتقل شده و موردتوجه عموم قرار گرفته و رئيس على الاطلاق گرديده است.
شاگردان او
عدهاى از مفاخر و بزرگان از حوزه درس مرحوم ملا احمد نراقى استفاده كردهانداز جمله: 1- خاتم الفقها مرحوم حاج شيخ مرتضى انصارى. 2- مرحوم آقا محمد باقر هزار جريبى. 3- مرحوم ملا محمد على آرانى كاشانى. 4- حاج سيد محمد شفيع جاپلقى. و بسيارى از اجلاى وقت از تلامذه او بوده و از وى اجازه روايت داشتهاند. صورت اجازات مؤلف از بيست مورد متجاوز است كه عينا به خط مولف يا صاحبان اجازات نزد فاضل معاصر جناب آقاى «حسن نراقى» كه يكى از نوادگان مرحوم نراقىاستباقى است.
تاليفات مرحوم نراقى
آثار بسيارى از مرحوم ملا احمد نراقى به يادگار مانده كه قسمت عمده آنها بارهاچاپ و مورد استفاده همگان قرار گرفته. تصنيفات و تاليفات مرحوم نراقى در مصادر مختلف تا قريب 23 عنوان معرفى شدهو بر اساس دستخط مرحوم نراقى كه به وسيله آقاى حسن نراقى در مقدمه كتاب طاقديسچاپ انتشارات اميركبير گراور شده تاليفات آن مرحوم تا سال 1228 هجرى قمرى يعنىزمان كتابت آن به 18 جلد مىرسد. اما با توجه به آنچه مرحوم «شيخ آقا بزرگ» در كتاب گرانقدر «الذريعه» گرد آوردهو تعداد معدودى كه در ساير مصادر معرفى شده و در دسترس مرحوم شيخ آقا بزرگ نبودهتاليفات آن بزرگوار به قريب 35 جلد مىرسد كه ذيلا اسامى آنها درج مىشود: 1- اجتماع الامر و النهى. 2- اساس الاحكام فى تنقيح عمد مسائل الاصول بالاحكام (شرح شرايع الاسلام مرحوممحقق)) . 3- اسرار الحج)در سال 1331 چاپ شده. 4- حجية المظنة. 5- الخزائن: مجموعهاى است علمى و ادبى، داراى مطالبى مهم در زمينههاى: فقه،تفسير، حديث، تايخ، لغت، نجوم، هيئت، رياضى، عرفان، طب، و علوم غريبه: اعداد،جفر، صنعت، كيميا و همچنين حاوى اشعار و غزليات لطيف و ادبى و حكايتشيرينو خواندنى. اين كتاب به زبان فارسى به منزله تتميم و ذيل براى «مشكلات العلوم» مرحوم پدرشتاليف شده. 6- ديوان صفايى نراقى: همانطور كه قبلا ذكر شد مرحوم نراقى به صفايى تخلص داشته. و اين ديوان غير از مثنويات اوست كه به نام طاقديس خواهد آمد. 7- رسالة الاجازات.شامل: اجازههاى مرحوم نراقى به شاگردانش و اجازات مشايخش 8- رساله عمليه فارسى در عبادات) . 9- سيف الامة و برهان الملة): كتابى است فارسى در رد شخصى بنام «هانرى مارتين« معروف به «پادرى» كه مسيحى بوده و شبهاتى در دين اسلام وارد كرده كه منجر به تاليف اين كتاب شد.اين كتاب دوبار در ايران چاپ شده و در اول آن فهرستى مبسوط به قلمفرزند مصنف ملا محمد نراقى متوفاى 1297 نوشته شده. 10- شرح تجريد الاصول: متن آن از پدرش مىباشد.اين كتاب در 7 جلد نگارش يافتهو شامل همه مباحث علم اصول است. 11- شرح حديث جسد الميت و انه لا تبلى الا طينته. 12- شرح رسالهاى در حساب (كه متن آن را مرحوم پدرش نوشته است) . 13- شرح محصل الهيئة. (متن آن نيز از مرحوم ملا مهدى نراقى پدر مصنف است) . 14- طاقديس.(شامل اشعار عرفانى و اخلاقى به سبك مثنوى مولوى و به زبان فارسىلطيف).اين كتاب هم اكنون به همت آقاى حسن نراقى به وسيله انتشارات امير كبير منتشرمىشود. 15- رسالهاى در عبادات.ظاهرا اين كتاب غير از رساله عمليهاى است كه نام آن تحتشماره9 ذكر شد.و مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى در الذريعه به طور مستقل آن را ذكر كرده است. 16- عوائد الايام من امهات ادلة الاحكام.مشتمل بر 88 عائدة و آخرين عائدة آندر تراجم روات احاديث است و مرحوم شيخ انصارى بر آن حاشيه زدهاند. 17- القضا و الشهادات. 18- مستند الشيعه فى احكام الشريعة: كتاب فقهى و استدلالى مرحوم نراقى كه در شهركاشان ده سال قبل از وفاتش پايان يافته، يعنى سال 1234 هجرى قمرى. 19- مشكلات العلوم: اين كتاب غير از مشكلات العلوم پدرش و غير از كتاب خزائن مىباشد. 20- مفتاح الاحكام فى اصول الفقه. 21- مفتاح الاصول. 22- مناهج الاحكام: در اصول فقه شامل 2 جلد، جلد اول مباحث الفاظ و جلد دوم درادله شرعيه. 23- رسالة فى منجزات المريض. 24- وسيلة النجاة: شامل دو رساله: يكى بزرگ و ديگرى كوچك در دو جلد كه بهدر خواست فتحعليشاه نوشته شده. 25- هداية الشيعه: رسالهاى است در فقه. 26- خلاصة المسائل: رسالهاى است در زمينه مسائل طهارت و صلات. 27- الرسائل و المسائل: فارسى است در جواب سؤالات، در اين كتاب از كتابهاىپدرش و از كتاب «كشف الغطاء» تاليف استادش مرحوم شيخ جعفر نجفى مطالبى نقلمىكند.اين كتاب در دو جلد است.جلد اول آن مسائلى است كه فتحعليشاه قاجار و غيرهاز او سؤال كردهاند و جلد دوم در بيان بعضى از مسائل اصولى و حل بعضى از مشكلاتاست.تاريخ كتابت آن 1230 مىباشد. 28- معراج السعادة (كتاب حاضر) . 29- حاشيه اكر ثاودوسيوس، به نقل مؤلف «تاريخ كاشان» (و بر اساس دستخط خودمرحوم نراقى كه در مقدمه كتاب طاقديس گردآورى شده) . 30- جامع المواعظ. (به نقل مؤلف «تاريخ كاشان» و مؤلف «مكارم الاثار» ، ج 4،ص 1236) . 31- مناسك حج، (بر اساس دست نويس مرحوم نراقى در مقدمه طاقديس) . 32- الاطعمة و الاشربة: فارسى است (به نقل مرحوم سيد محسن امين در اعيان الشيعه،ج 10، ص 184) . 33- تذكرة الاحباب: فارسى است در فقه (به نقل مؤلف تاريخ كاشان) . 34- كتابى در تفسير. (به نقل مرحوم سيد محسن امين در اعيان الشيعه، ج 10، ص 184) . 35- عين الاصول: اولين كتابى است كه مرحوم نراقى تاليف نموده. لازم به توضيح است كه: مرحوم شيخ آقا بزرگ بعضى از اجازات فاضل نراقى رادر الذريعه به عنوان كتابى مستقل ذكر كرده كه از ذكر آنها خوددارى شد، تنها رسالهاجازات ايشان كه شامل بيست اجازه است در اين مجموعه ذكر گرديد.
فرزندان مرحوم نراقى
از مرحوم ملا احمد نراقى دو فرزند پسر بجاى ماند يكى «حاج ملا محمد» ملقب به «عبد الصاحب» و معروف به «حجة الاسلام» كه صاحب تاليفاتى بوده و بعضى از آنها چاپ شده.وفات او بسال 1297 هجرى قمرى در كاشان در حدود هشتاد سالگى واقع شده و ديگرى به نام «نصير الدين» كه داراى تاليفاتى از جمله شرحى بر كتاب كافى مرحوم كلينى است.
وفات مرحوم نراقى
مرحوم نراقى در اثر وباى عمومى، كه كاشان و اطراف آن را فرا گرفته بود، در اول شب يكشنبه بيست و سوم ربيع الثانى سال 1245 هجرى قمرى در نراق چشم از جهان فروبست. جنازهاش پيش از دفن به نجف اشرف منتقل و در سمت پشتسر مبارك مولى الموحدين حضرت على بن ابى طالب - صلوات الله و سلامه عليه - در جانب صحن مطهر مرتضوى در كنار قبر پدرش دفن گرديد. صاحب «روضات الجنات» از قول بعضى از شاگردان مرحوم نراقى داستانى را نقلمىكند كه نمودار علو مقام و درجات مرحوم نراقى است. او مىنويسد: در هنگام انتقال جنازه مرحوم نراقى به نجف اشرف در يكى از منازل بين راه به خاطر گرمى شديد هوا مىترسيديم جنازه متعفن شود، جنازه بر زمين و قراء در اطرافش مشغول به تلاوت قرآن كريم بودند كه من براى اطلاع از اين موضوع به نزديك جنازه رفتم و در صدد تحقيق بر آمدم اما جز رائحهاى طيب كه گوئيا بوى مشك ناب بود چيزى استشمام نكردم.و اين وضع ادامه داشت تا دم قبر كه اصلا تغييرى در بدن شريفش حاصل نشد. مرحوم «مدرس تبريزى» صاحب «ريحانة الادب» پس از نقل اين داستان از صاحبروضات، داستانى را كه خود شخصا از قول فرد موثقى از استادش كه مقدارى از شرحلمعه را پيش او خوانده بود شنيده نقل مىكند، بدين مضمون كه: استادم آقاى سيد احمدخسروشاهى نقل كرده، وقتى جنازه پدرش آقاى حاج سيد محمد خسرو شاهى را به نجف منتقل كردند خودش به پاس احترام پدر وارد قبر شده كه جنازه را بگذارد، دو جنازه «حاجملا مهدى» و «حاج ملا احمد نراقى» پدر و پسر را صحيحا و سالما ديده، به طورى كه هيچ آسيبى متوجه آنها نشده. اين داستان در اواخر قرن سيزده و اوائل قرن چهارده واقع شده.و با اين فاصله زمانى كهاز زمان مرگ پدر و پسر گذشته ملاحظه مىشود كه اين امرى عجيب و خارق عادت و تنهادر اثر خدمات خالصانه دينى حاصل مىشود و بس. فاعتبروا يا اولى الابصار