کوثر
یه مسافر که میره پیش خدا قاطی فرشته ها دور از این آدم بدا
انگاری میگه بابا منو یادتون نره اون دختره که میگفتی دخترم تاج سرم
یادگار مادرم بابا یی من همونم کوثرتم
دیگه دردی ندارم دل سردی ندارم
راحتم اون بالا ها پیش خدا
حالا هم بازی دارم پر پروازی دارم دوستای نازی دارم
همه دنیا زیر پامه اشکاتون زیر نگامه آسمون مست صدامه
سالم و سر بلندم خوشکل و گیس کمندم به دنیاتون می خندم
برای من عالی شد مرگ من آزادی شد جون مامان شادی شد
درد وتب آروم شدن غصه ها تموم شدن دلتنگیها گم شدن
خسته شدید میدونم از همه چیز ممنونم
سالهای سال تو بهشت در انتظار می مونم
شاعر : رضا حسین حسنی

