تقلید در دین چگونه است؟ آیاتقلید اطاعت آگاهانه است یا کورکورانه؟

یکی از سوالات رایج که به عنوان شبهه مطرح میشود این است چرا در باب دین ما باید تقلید کنیم؟درجواب این سوال توضیح مختصری بیان میکنیم 
اولا دین چیست؟ دین همان برنامه زندگی است که خداوند بواسطه انبیا برای سعادت انسان در اختیار بشر قرار داده است یا به عبارت دیگردین مجموعه برنامه هایی است که از طرف خدا برای هدایت بشر بواسطه انبیا فرستاده شده تابا استفاده از آن به سعادت وکمال برسد 
نکته:بدون عمل به برنامه کامل دین انسان به سعادت نمی رسد 
برنامه دینی را چگونه میشود شناخت؟قبل از جواب به این سوال جواب سوال ازاینکه چراباید دین راشناخت واضح وروشن است وآن اینکه انسا ن باید این برنامه ها را بشناسد تا به سعادت وکمال برسد رسیدن به کمال وسعادت ممکن نیست مگرباعمل به دستورات دینی ،بنا بر این باید دستورات رابشناسیم 
اما جواب از چگونگی شناخت دین ازباب مقدمه دومسئله را توضیح میدهم
مقدمه اول اینکه دین ازچند جزء تشکیل شده است ؟اجزائ تشکیل دهنده دین عبارت است از اعتقادات- اخلاقیات –احکام .

اعتقادات همان اصول دین ماست که انسان باید به آنها معرفت یقینی پیدا کند هراندازه این معرفت وشناخت وآگاهی بیشتر باشد ایمان واخلاص مابه خدا بیشتر خواهد شد واگر معرفت ما دراین بخش کمتر یا بی رنگ باشد از زندگی الهی فاصله می گیریم تا جایی که ممکن است زندگی ما پستتر از زندگی حیوانی بشود چناچه قرآن به این مطلب اشاره میکند (اولئک کالانعام بل هم اضل )
اخلاقیات همان صفات مربوط به نفس وروح انسان است که از بعضی صفات به عنوان صفات خوب یاد میکنند که انسان خودشرا باید به آن صفات بیاراید مثل خوش خلقی وراستگویی واز بعضی صفات به عنوان صفات زشت یاد می کنند که انسان باید خودش را ازآن تهذیب کند مثل حسد وکبر.
احکام همان دستورت عملی دین ووظایف دینداردر مرحله عمل است.
باتوضیحی که دادیم درجواب سوال ازاینکه چگونه دین را میشود شناخت باید عرض کنم که درعقاید واصول دین انسان باید به اندازه توان علمی خودش به آگاهی لازم برسد آنچنانکه سابقا عرض کردیم ایمان قوی به خاطر بینش وشناخت قوی حاصل می شود ارزشیابی ایمانی افراد ،به شناخت وآگاهی او ازمبداءومعاد ونبوت وامامت وابسته است اینجاست که عمارها وسلمانها وابوذرهاوحبیب ها ومسلم ها وشهید باکریها وزین الدین ها وحاج بصیرها درقله اوج ایمانی قرار می گیرند وامثال طلحه وزبیر ومعاویه و یزید وشمر وصدام و رجوی و ریگی درپستترين مرحله زندگی انسانی وحتی پایین ترازحیوان قرار میگیرند 
دراین بخش از دین تقلید جایز نیست تمام مراجع تقلید اتفاق نظردارند که تقلید دراصول دین مجاز نیست ازباب نمونه فتوای حضرت آیت الله مکارم شیرازی را نقل میکنم ایشان درمسئله اول رساله عملیه می فرماید هیچ مسلمانی نمی تواند دراصول دین تقلید نماید بلکه آنها را باید ازروی دلیل – به فراخور حال خویش-بداند.
دراحکام ودستورات دین انسان میتواند خود به شناخت یقینی وآگاهی کافی برسد یعنی قدرت استنباط ودرک احکام ووظایف دینی را پیدا کند دراین صورت به یافته های علمی خود عمل می کند وبه چنین شخصی مجتهد گفته می شود اما اگر کسی به چنین توانایی علمی نرسید میتواند ازمجتهد که تخصص لازم رادارد تقلید کند مراجع بزگوار،تقلید را در این بخش از دین جایز میدانند. 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه مسئله اول می فرماید:...ولی درفروعات دین یعنی احکام ودستورت عملی اگر مجتهد باشد به عقیده خود عمل می کند واگر مجتهد نباشد باید از مجتهدی تقلید کند،همانگونه که مردم در تمام اموریکه تخصص لازم را ندارند به اهل اطلاع مراجعه می کنند و از آنها پیروی می نمایند
آیاتقلید اطاعت آگاهانه است یا کورکورانه؟
تقلید فی نفسه نه خوب است ونه بد بلکه به اعتبار تعلق به چیزی که خوب است تقلید نیز خوب خواهد بود وبه اعتبار تعلق چیزبد بد خواهد بود 
تقلید یک بنای عقلایی است عقلا در جایی که نمی توانند به تخصص لازم برسند یا امکان رسیدن به تخصص های مختلف وجود ندارد براساس حکم عقل وبنای مقبول بین خودشان به فرد متخصص مراجعه می کنند نمونه های مراجعه افرادغیر متخصص به افراد متخصص دربین مردم زیاد است مریض درتشخیص وعلاج بیماری خود به پزشک که فرد خبره وآگاه هست مراجعه میکند 
انسان برای ساخت وبنای ساختمان و سد و راه به مهندس مربوطه مراجعه می کند واز نظر او پیروی می کند 
حتی متخصصین دریک فن وعلم هم نیازمند مراجععه به افراد متخصص درفنو ن وعلوم دیگر هستند مثلا طبیب درساختمان سازی محتاج مهندس است ومهندس درمعالجه از مرض به ناچار باید به طبیب مراجعه کند این (یعنی مراجعه به افراد متخصص وکارشناس )یک اصل وقاعده عقلایی است 
اصلا زنگی انسانی براین اصل استوار است حتی در مراجعات روزانه افراد نا آگاه به افراد خبره وآگاه ودانا مراجعه می کنند.
ناگفته پیداست افراد انسانی به افراد آگاه وعالم مراجعه می کنند اما اگر مراجعه افراد از دانایان به افراد ناآگاه باشد سخت مورد مذمت وسرزنش عقلا قرار می گیرند 
درباب دین متخصصین وکارشناسان، فقها ومراجع تقلید می باشند اگر انسان بهره ای از تخصص در شناخت احکام ندارد به حکم عقل وبنای عقلا حتما باید به فقیهان مراجعه کند دین که برنامه زندگی بشری است وضامن سعادت اوست ودستور خدا در حق بشر است باید شناخته شود درصورتی که مجتهد نیستیم حتما باید دستورات خدارا ازکسانی که آنها راشناخته اند بیاموزیم وبکار بندیم تاسعادت ابدی نصیب ماشود دین شناس وکارآگاهان خبره درمذهب واسلام فقهاومراجع هستند وباید به آنها مراجعه کرد واز دستوراتشان که در رساله های عملیه وجود دارد عمل کرد البته به هر مجتهدی هم نمیشود مراجعه نمود بلکه به مجتهدی که واجد شرایط باشد باید رجوع نمود
حضرت آیت الله مکارم شیرازی درمسئله سوم وچهارم رساله عملیه می فرماید: مجتهدی که ازاو تقلید می کنند باید دارای صفات زیر باشد :مرد، بالغ، شیعه دوازده امامی، حلال زاده، وهمچنین بنابر احتیاط واجب عادل وزنده باشد.درمسایلی که مجتهدین باهم اختلاف نظر دارند باید از اعلم تقلید کرد.


lمقاله ارسالی توسط دل سوخته